برچسب:
نویسنده: پویان موسوی
برچسب:
نویسنده: پویان موسوی
برچسب:
نویسنده: پویان موسوی
برچسب:
نویسنده: پویان موسوی
برچسب:
نویسنده: پویان موسوی
برچسب:
نویسنده: پویان موسوی
منو یادت میاد آقا؟ وقتی ماه جدید قمری شروع شد و ما هنوز تو مکه بودیم، روحانی کاروان گف میشه یه عمره دیگه انجام داد. قبل ترشم بابا گفته بود از بین اماما فقط شما نرفتین مکه... یادته فقط به عشق خودت عمره دومو رفتم؟ ... ده سال پیش معامله کردم باهات... دستمو نمیگیری؟
میخوانمت به لحن زمان های کودکی
بابای مهربان امام زمان! حسن ...
برچسب:
نویسنده: پویان موسوی
پ.ن: تا حالا این قدر
ّ«بی چاره»
نشده بودم ...
برچسب:
نویسنده: پویان موسوی
برچسب:
نویسنده: پویان موسوی
برچسب:
نویسنده: پویان موسوی